به روز رسانی داده ها در مورد هیپوکلسیمی در گله های شیری (قسمت دوم)

همانطور که می‌دانید تشخیص گاوهای با هیپوکلسیمی تحت بالینی غیرعملی است زیرا این گاوها هیچ علائم بالینی را نشان نمی‌دهند. بنابراین پیشگیری تنها گزینه برای مدیریت کردن هیپوکلسیمی تحت بالینی است. خورانیدن نمک‌های آنیونیک قبل از زایش یکی از روش‌ها برای پیشگیری از هیپوکلسیمی بالینی (تبشیر) است اما به ندرت از هیپوکلسیمی تحت بالینی جلوگیری می‌کند. گزینه دیگر برای پیشگیری همان‌طور که در بخش اول مقاله‌ هم صحبت شد استفاده از مکمل‌های کلسیمی به صورت دهانی بعد از زایمان و تزریق رگی کلسیم است. البته گفته شد که تزریق رگی کلسیم در زمان تب شیر بالینی روش مناسب و ضروری است نه هیپوکلسیمی تحت بالینی.

انواع مکمل کلسیم دهانی

1- منبع کلسیم و شکل فیزیکی مکمل کلسیم دهانی خیلی جذب کلسیم و پاسخ‌های کلسیم خون را تحت تاثیر قرار می‌دهند. یک سری از آزمایشات نشان داده‌اند که کلرید کلسیم (۵۰ گرم کلسیم بصورت Cacl۲ در ۲۵۰ سی سی آب) بیشترین توانایی را برای تامین کلسیم مورد نیاز دام دارد. این مسئله می‌تواند به وسیله زیست فراهمی بالای کلسیم و توانایی‌اش برای تحریک کردن پاسخ اسیدی در گاو توجیه شود، که باعث می‌شود گاو بیشتر از ذخایر کلسیمی خودش رها کند. البته هنگامی که محلول کلسیم بصورت دهانی خورانده می‌شود خطر استنشاق بالا است و کلرید کلسیم برای بافت‌های تنفسی و دهانی خیلی سوزش‌آور است.

2- پروپیونات کلسیم خیلی آهسته‌تر از کلرید کلسیم جذب می‌شود (احتمالاً به خاطر این که اسیدوژنیک نیست) و باید در مقادیر بالاتر کلسیم داده شود (معمولا ۷۵ تا ۱۲۵ گرم). پروپیونات کلسیم  علاوه بر فراهم کردن کلسیم، خاصیت گلوکوژنیک نیز دارد.

3- کربنات کلسیم در آب به خاطر زیست فراهمی ناچیزتر و پاسخ آلکالوژنیک که می‌تواند تحریک کند ابداً غلظت کلسیم خون را افزایش نمی‌دهد.

4- بولوس کلسیمی (ترکیبی از کلرید کلسیم و سولفات کلسیم پوشش‌دار شده با چربی) منجر به بهبودهای بادوام تر و طولانی‌تری در غلظت‌های کلسیم خون در مقایسه با کلرید کلسیم یا پروپیونات کلسیم در آب می‌شود. بر اساس مطالعات این گروه از نمک‌های کلسیمی کپسوله شده مزیت‌هایی شامل: نداشتن طعم نامطبوع برای گاو، نداشتن اتلاف در دهان، و آزادسازی طولانی‌تر کلسیم را داشتند.خورانیدن ۴ دوز (۱۲ ساعت قبل از زایش، زمان زایش، ۱۲ ساعت بعد از زایش، ۲۴ ساعت بعد از زایش) برنامه اصلی خورانیدن بولوس دهانی است. اما چون تعیین کردن ۱۲ ساعت قبل از زایش سخت است و خورانیدن در زمان زایش سخت است به نظر می‌رساند خورانیدن ۱۲ و ۲۴ ساعت بولوس (هر بولوس حاوی ۴۳ گرم کلسیم) بعد از زایش‌ هم مفید باشد. البته توجه شود که پایین‌ترین نقطه مورد انتظار در غلظت‌های کلسیم خون بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت بعد از زایش اتفاق می‌افتد.

تزریق زیرپوستی کلسیم

کلسیم زیرپوستی می‌تواند برای تامین غلطت‌های مورد نیاز کلسیم خون در نزدیکی زمان زایش استفاده شود، اما محدودیت‌های اساسی وجود دارد. جذب کلسیم از تجویز زیرپوستی نیازمند تزریق به میزان کافی است. این روش ممکن است در گاوهایی که به شدت هیپوکلسیمی و دهیدراته هستند (نوع دوم و سوم تب شیر) موثر نباشد. تزریق زیر پوستی کلسیم سوزش آور است و می‌تواند باعث نکروزه شدن بافت شود. همچنین محلول‌های کلسیم قابل تزریق شامل گلوکز هستند که نباید به صورت زیر پوستی تزریق شوند زیرا گلوکز خیلی به ندرت جذب می‌شود که موجب تشکیل آبسه و ریزش بافت می‌شود. کینتیک جذب کلسیم زیر پوستی نشان داده است که در ابتدا به خوبی جذب می‌شود اما غلظت کلسیم ۶ ساعت بعد به مقادیر پایه (baseline) بر می‌گردند. بنابراین تکرار دوزها (۴ تا ۵۰۰ سی سی) ضروری خواهد بود تا معادل کلسیم خون طولانی مدت که بوسیله کلسیم دهانی (بولوس یا کلرید کلسیم – دو بار) تامین شود. بنابراین بر اساس معایب گفته شده برای این روش، تکرار دوزها با این حجم مشکل ساز و غیرعملی خواهد بود.

مقایسه دوام کلسیم خون با خورانیدن منابع مختلف کلسیم

بررسی آزمایشات مختلف نشان می‌دهد که سطح کلسیم خون ۶ ساعت بعد ازتزریق زیرپوستی ۵۰۰ سیسی کلسیم گلوکونات، ۱۲ ساعت بعد از خورانیدن دهانی ۲۵۰ سیسی محلول کلرید کلسیم (حاوی ۵۰ گرم کلسیم) و ۱۲ ساعت بعد از خورانیدن بولوس کلسیمی (حاوی ۴۳ گرم کلسیم) به سطح پایه (baseline) بر میگردد. بنابراین ۴ مرتبه تزریق زیرپوستی محلول کلسیم، خورانیدن دوبار محلول کلرید کلسیم و خورانیدن دو بولوس کلسیم به فاصله ۱۲ ساعت می‌تواند دوام کلسیم مشابهی را فراهم کنند.

1400/11/17
ارسال نظر شما

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید

عضویت در خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه وب سایت شماره همراه خود را وارد نمایید